«غدير» و «ظهور»، ابتدا و انتهاى يك راه است. غدير، اجمال و ظهور تفصيل غدير است و بدين روى، انگشت اشارت هر يك به سوى آن ديگرى است .حضرت حق غدير را پديد آورد تا انسان را در بستر تعالى و تكامل قرار دهد؛ و در نهايت، سعادت و فلاح بشريت را در زمان ظهور رقم زند.بدون غدير، اسلام بىمنطق و محتوا خواهد بود.و بدون ظهور، غدير تجليگاه جهانى و آرمانى خويش را نخواهد داشت .و بدون اين دو، نظام تكوين و تشريع هيچ يك هدفمند و معقول نخواهد بود.
در شمارهي قبل با پرداختن به سرگذشت زندگي قومي از بنياسرائيل (اصحاب رس) صفحهي ديگري از تاريخ را ورق زديم و زندگاني مردمي را به نظاره نشستيم كه رحمت و لطف الهي را با نافرماني و عصيان پاسخ دادند و بالاخره دچار عذاب سخت الهي شدند و اين بار نيز صفحهاي ديگر ورق ميزنيم و به تاريخ پرماجراي بنياسرائيليان با ديدهي تامل و دقت بيشتر توجه ميكنيم تا شايد عبرتي بزرگ و فراموش نشدني براي زندگيمان شود زندگي پررمز و راز مردمي كه در كنار ساحل دريا زندگي ميكردند و رزق و روزي خود را از سفرهي بيرياي آبي دريا كسب ميكردند.
در سدهى اول هجرى صنعت كاغذ در انحصار روميان بود و مسيحيان مصر نيز كه كاغذ مىساختند به روش روميان و بنا بر مسيحيت نشان «اب و ابن و روح» بر آن مىزدند، «عبد الملك اموى» مرد زيركى بود، كاغذى از اين گونه را ديد و در مارك آن دقيق شد و فرمان داد آن را براى او به عربى ترجمه كنند و چون معناى آن را دريافت خشمگين شد كه چرا در مصر كه كشورى اسلامى است بايد مصنوعات چنين نشانى داشته باشد، بىدرنگ به فرماندار مصر نوشت كه از آن پس بر كاغذها شعار توحيد ـ شهد الـله انه لا اله الا هو ـ بنويسند و نيز به فرمانداران ساير ايالات اسلامى نيز فرمان داد كاغذهايى را كه نشان مشركانهى مسيحيت دارد از بين ببرند و از كاغذهاى جديد استفاده كنند.
ولادت امام ابوجعفر،باقرالعلوم، پنجمين پيشواى ما، جمعهى نخستين روز ماه رجب سال پنجاه و هفت هجرى در شهر مدينه چشم به جهان گشود. او را«محمد» ناميدند و«ابو جعفر»كنيه و«باقرالعلوم»يعنى «شكافندهى دانشها» لقب آن گرامى است.
در لابلاي صفحات نوراني قرآن داستانهايي از اقوام گذشته به چشم ميخورد كه در عين حال كه با زباني شيوا و دلنشين بيان شدهاند؛ ولي داراي قالبهايي حيرتانگيز با تجارت تلخ عذاب و نفرين از سوي پروردگار بيهمتا در برابر مردمي كه با وجود برخوردار بودن از تمامي نعمتها باز راه كفر و عصيان را سر لوحهي زندگي خويش قرار دادند و از مسير حق و عدالت خارج شدند، همراه است.