اشاره:
سفال یکی از قدیمیترین ساختههای دست بشر است واز قدیمیترین ایام تاکنون مورد استفاده قرار گرفته است.سفال با گذشت زمان به نسبت تغییر فرهنگهاو تجربه اندوزی،از نظر جنس، فرم، رنگ و نقش دچار تغییرات چشمگیری شده است.
به گفته باستان شناسان؛ اولین کشاورزان زنان بودند و هم آنان برای نگهداری دانههای خشک شده و مواد غذایی نیازمند ظروفی ویژه شدند. بنابراین از مواد اولیه اطرافشان شروع به ساخت ظروفی جهت نگهداری مواد خوراکی نمودند.
اختراع چرخ سفالگری انقلابی در خشتهای خام اولیه ایجاد کردو بشر آمال و آرزوها، طرز تفکر و جهانبینی فکری خویش را در کالبد بیروح گِل ریخت.
امروزه جامعه شناسان تاریخ را در مفهوم مدرن آن تنها رویدادهای گذشته نمیدانند، بلکه نوعی رویکرد و نگاه ویژه به رویدادهای گذشته است که بدون آن رویکرد ویژه اساساً تاریخ به معنای جدید آن شکل نمیگیرد.همان طور که تمدنهای بشری در بطن اجتماع رشد و تعالی پیدا کردهاند، رشد و استحکام هر تمدنی نیز باید در بطن همان جامعه شکل بگیرد.
کارگاه سفالگری دستان، به مدیریت شهدوست و همسر وی نجفی، سالهاست با ساخت مولاژهایی (= مشابه سازی) از سفالینههای تاریخی موجود در موزههای ایران، سعی دارند تفسیر جدیدی از تاریخ ارایه دهند. دستان هنرمندی که با هزار مشقت و کم و کاستی تاکنون توانستهاند چرخ کارگاه سفال را در وثوقآباد بگرداند و تلاش دارند، تمدن گذشته را به آینده پیوند بزنند.
گردانندگان دستان تمدنهای گذشته را میراث بشریت ميدانند و وظیفه خود ميدانند که این میراث و دستاورد بشری را با ساخت مولاژ پاس بدارند، حال در هر کجای دنیا که باشد و هر آنکه بهتر بتواند پاس بدارد، متعلق به او ميگردد.
فرصتی دست داد و دستاندرکاران پیام شهر قدم در کارگاه سفال دستان نهادند وديدند دستان ۱۰ بانوی هنرمندی که عاشقانه خاک بیجان را روح ميدمند.
سالهاست که این خانواده هنرمند به دور از هیاهوی شهر و مدرنیته، در روستای وثوق آباد زندگی آرام خود را ميگذرانند. با زیراندازی از گلیم و گبههای بافته شده زنان این مرز و بوم و زیر سایه درختان توت، رنگ ميزنند نقش سیمرغ را بر فراز بامشان.
هر چند که پس از ۱۵ سال کار سفالگری هنوز بسیاری از شهروندان قزوینی از تلاش این سی مرغ بی خبرند، اما سفالینههای دستان را بسیاری از شهروندان ایرانی ميشناسند. اگر به کاشان رفته باشید، حتماً پای تپه سیلک، مشابه سفالینههای خاکستری موجود در موزه کاشان را ميتوانی با قیمتی اندک خریداری کنی، در چهلستون اصفهان و پای تخت جمشید سربازان هخامنشی و مردان شوش و پارسی ساخت دستان، جام جمشید سر ميکشند و در طاق بستان، تندیسهای گلین آناهیتا به فروش ميرسد تا چرخ روزی دستان نیز بچرخد، با ما چرخ سفال دستان را بگردانید؛
- چرا اینجا (وثوق آباد) دور از شهر، چرا گِل؟ چرا سفال؟ جلوی درب کارگاه یک بیت شعر نوشتهایم که اگر به مضمون آن دقیق شوید، پاسخ تمام سوالهای شماست.
پندناصح به من ازعشق بتان دشنام است/عقل درمنطقه عشق خیالی خام است
تمام کسانی که در مجموعه ما کار ميکنند، عاشق کارشان هستند که اگر غیر از این بود نمی توانستند دوام بیاورند.
حدود ۴۰ سال پیش با ورود شهر صنعتی به قزوین، صنایع دستی از این شهر رخت بست. روزگاری در هر خانه روستایی دار قالی بود و بسیاری از دختران مقید بودند که ظروف سفالین جهیزیهشان را خود درست کنند. سالها بود که اسمی از صنایع دستی قزوین برده نمیشد، ما در چنین شرایطی کار خود را آغاز کردیم و نتیجه سالها تلاش عاشقانه این جمع شد ۴ بار کسب مقام نخست نمایشگاههای صنایع دستی کشور.
-
چرا از بین تمام رشتههای صنایع دستی، «سفال» را انتخاب کردید؟
۱۸- ۱۷ سال پیش همسرم نزد استاد مهری در فرهنگسرای تهران سفالگری ميآموخت، آن روزها که بین قزوین- تهران در رفت و آمد بودند، من هم چیزهایی با گِل ميساختم و استاد نظر ميدادند،این بود که کم کم تصمیم گرفتیم اولین کارگاه سفال را در قزوین راه اندازی کنیم. ابتدای امر کارگاه ما در غرفههای خوداشتغالی بوستان ملت دایر شد، آن هم در شرایطی که این غرفهها فاقد آب، برق و گاز بود، چه روزهایی که همسرم با سطل آب ميآورد تا ما گل سفال را آماده کنیم.
با این وجود، کلاسهای آموزش سفال رایگان دایر کرده بودیم و به مربیان مدارس و مهدها آموزش ميدادیم. نخستین نمایشگاه سفال ما در همین بوستان دایر شد و ما پذیرای هنرنمایی بسیاری از نوجوانانی شدیم که ذوق و سلیقه و هنر خود را بر روی سفال خام پیاده کرده بودند.
در حال حاضر گِل سفالگری بسیاری از مهدکودکها توسط کارگاه ما عرضه ميشود و آموزش سفالگری برای کودکان از فعالیتهای جانبی ماست.
-
کودکان؟!
تمام روانشناسان دنیا معتقدند؛ کار کودک بر روی گل علاوه بر تخلیه احساسات منفی، باعث رشد و شکوفایی خلاقیتهای کودک ميشود، بر همین اساس، چند چرخ سفالگری برقی ویژه کودکان طراحی کرده ایم که با تنظیم خودکار کودک ميتواند گِل را هر گونه که دوست دارد، فرم دهد. ضمن اینکه کار کودک با گِل باعث قوام انگشتان و قوی تر شدن دستان آنها ميشود.

-
آثار هنری شما با سفالهای موجود در بازار متفاوت است، گویا بسیاری از این سفالها با ما آشنا هستند؛ چرا که نمونههای آن را در موزهها و تصاویر کتابها دیده ایم.
کار ما مشابهسازی از روی نمونههای تاریخی موجود است، در بسیاری از موزههای بزرگ دنیا، قطعات موجود در موزهها، اصل نیست و نمونه مولاژ اثر به نمایش گذاشته ميشود. در ایران برخی نمونههایی که در موزههای دنیاست، مشابه سازي شده،مثلاً اصل مجسمه حمرابی در «لوور» نگهداری ميشود و کپی آن در ایران است. درایران مولاژ سازی پیشرفت چندانی نداشته است.
نمونه سفال خاکستری این کارگاه را که در فرایند پخت تغییر رنگ ميدهد،كپي آن به صورت رنگ شده و با کیفیت بسیار پایین به فروش ميرسانند.
دستان هر قطعهای که ميسازد، همراه با شناسنامه اثر و بسته بندی خاص و مناسب عرضه ميكند و تمام مراحل کار نیز همین جا و با امکانات خودمان تهیه ميگردد.
-
آیا از آثار تاریخی موجود در موزه قزوین مشابه سازی کرده اید؟
جامی در اسماعیل آباد قزوین با نقوش بز کشف شده است که متعلق به پنج هزار سال پیش است. این اثر رتبه اول غرقه برتر را در خرداد ۸۷ از آن خود کرد، آن هم با حضور شهرهایی که هنوز صنایع دستی در آنها زنده و پویاست.
«گاو مارلیک» دیگر اثر متعلق به طارم قزوین است که در سه مرحله ساخته ميشود.تصویر آن در آغاز اخبار علمی- فرهنگی مي آيد. گاو، شیر و بز در فرهنگ ایرانی هر کدام تاریخی دیرینه داشته و تصویر آن یا خود آن بر روی سفال دارای مفهوم است. مثلاً گاو نماد برکت و پرورندگی است. شیر مظهر قدرت و قوچ یا بز، مظهر استقامت، زیرکی و ذکاوت و رفتن به اوج و جاهایی که انسان نمیتواند برود.
بسیاری از صنایع دستی کشور، تکرار سنتهاست، اما در کار دستان یک خلاقیت و نوآوری نهفته است.
کارگاه دستان، مولاژهای سفالینههای سیلک، کاشان و کرمان و بسیاری از شهرهای دیگر را تاکنون ساخته و در پای همان اثر به فروش ميرساند، اما متاسفانه مولاژسازی برای موزه قزوین نیازمند حمایت و نگاه ویژه مسوولان است.
-
آثار شما صادر هم ميشود؟
غیر مستقیم و توسط واسطهها بسیار زیاد. بسیاری از ایرانیان مقیم خارج و یا ایرانیانی که قصد خرید سوغات صنایع دستی برای خارجیها را دارند.از سوی دیگر مردمان دیگر کشورها با دید دیگری طالب صنایع دستی هستند و با خرید مولاژ حتی در قیمتهای بسیار بالا، آن قطعه ارزشمند را در بهترین نقطه منزل خود نگهداری ميکنند و متاسفانه ویترین منازل ایرانیان پر از شیشه و بلورهای چینی و ژاپنی شده است.
وقتی خبر پیدا شدن اولین چشم مصنوعی بشر در شهر سوخته در صدر اخبار روزنامههای دنیا قرار گرفت، ۴۰ نفر از بهترین باستان شناسان سراسر دنیا آمدند تا چشم مصنوعی شاهزاده ایرانی که با ظرافت خاص در ۷ هزار سال پیش ساخته شده بود، ببینند.
باستان شناسان دنیا وقتی با یک مقوله تاریخی برخورد ميکنند، به دنبال درک تفکرات، توانایی، ایدئولوژی آن جماعت، وضعیت معیشت و هزاران پاسخ نهفته در دل آن قطعه ميگردند.
به عنوان نمونه، دو سنجاق سر عتیقه مشابه هم در ایران پیدا شده که یکی در موزه ایران نگهداری ميشود و یکی در موزه متروپلیتین. از نمونه ایرانی تنها یک عکس چاپ شده و درباره نمونه موزه متروپلیتین یک کتاب نوشتهاند و درباره تمامی اجزا، اشکال، سمبلها، نوع کار، مواد سازنده و هزاران اما و اگرهای ممکنهای که یک پژوهشگر به دنبال آن است، بحث شده. اگر جهانی فکر کنیم، آثار تاریخی دستاورد بشری است و هر کسی بهتر بتواند این میراث را حفظ کند و تمدن را به جلو حرکت دهد، این میراث متعلق به او ميگردد.

-
هدف شما در این چرخه تمدن چیست؟ و دستان کجای این جاده دستاورد بشری ایستاده است؟ وظیفه ما ادامه پیدا کردن همین داستانی بود که گفتم. وظیفه مجموعه دستان، تکثیر و تکثر این قطعات است که به وسیله این قطعه ميتوان ادامه تاریخ را پیدا کرد، فرهنگ و تمدن با این قطعههای مولاژ زاد و ولد ميکند و پویاتر از قبل به حیات بالنده خود ادامه ميدهد.
مجموعه ما، دستان منسجمی دارند که تلاش همزمانشان ميشود ساخت هر کدام از این قطعهها را و این در شرایطی که فرهنگ کار جمعی در جامعه ما رشد چندانی نداشته اند.
گشتی در سفالینههای کارگاه دستان، سفری بود به اعماق تاریخ و تمدن ایرانی و تامل در هر قطعه تعمقی بود در نقش و وظیفه تک تک ما، در پیشرفت این تمدن و در پایان گردش چرخ سفال دستان این اشعار خیام را زمزمه ميکردم که:
در کارگه کوزه گری رفتم دوش/دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش
هر یک به زبان حالی ميگفت/کو کوزه گرد و کوزه خر و کوزه فروش
(مهری شیرمحمدی)