اشاره:
روزگاری مسنترها از احساس تعلق ساکنان شهرها به محلههای خود حکایتها داشتند، اما چند صباحی است که دیگر جوانترها هیچ حکایتی از احساس هویت و تعلق خاطر به محل سکونتشان ندارند که برای نسل بعد تعریف کنند. شاید همین مساله طراحان شهری را به طراحی مبلمان شهری برای هویت بخشی به محیطهای شهری واداشته است.
در این راستا، نمادهاي شهري(المانها) و تندیسهای نصب شده در میادین ميتوانند تا اندازهای این نقش را ایفا نمایند. این گزارش پیرامون این مهم ميباشد که ميخوانید.
در بسیاری از شهرهای بزرگ، مجسمهها و تندیسها و نمادهای میادین که اغلب از مشاهیر علمی و فرهنگی، عناصر طبیعت و... ساخته شدهاند، به فضای بصری شهر، لطافت خاصی ميبخشند.
بیشتر مسافرانی که به استان گیلان سفر کردهاند، از فومن به عنوان شهر مجسمهها یاد ميکنند. مجسمه معروف «آناهیتا» که سوار بر چهار اسب نمادین باران، برف، تگرگ و شبنم، سرسبزی و طراوت را برای گیلانیها به ارمغان ميآورد، آنسوتر دخترکی با لباس محلی گیلان، کلوچههای سنتی فومن را به مسافران تعارف ميکند و کمی دورتر، زنانی که چادر شب به کمر، مشغول چیدن برگهای تازه چای هستند تا با یک لیوان چای تازه ایرانی، خستگی را از چهره مسافران بزدایند و... .
هنگامی که هر شهروند مجسمه و یا تندیسی را ميبیند، خاطره آن تندیس در ذهن وی حک ميشود. ایجاد خاطره در سطح شهر به هویت شهر کمک ميکند. برای ایجاد احساس تعلق و هویت به ابنیه و محیط شهری کافی است که در بعضی از قسمتها به خصوص بافت جدید شهر، عناصری که دارای جنبههای فرهنگی و هنری هستند، قرار داده شود تا در ذهن شهروندان یا بازدیدکنندگان ایجاد خاطره کند.
احساس تعلق و هویت جمعی، زمینه انجام بسیاری از فعالیتهای گروهی و اجتماعی را فراهم ميآورد.
سارا شریعتی، کارشناس ارشد معماری در این زمینه گفت: در گذشته فضاهای شهری، نقش بسیار مهمی در زندگی فردی، اجتماعی و شهری مردم داشتند و بسیاری از فعالیتهای گروهی و اجتماعی مردم در کالبد این فضاهای شهری جریان ميیافت و همین امر باعث ارتباط پیوسته و ساکنان هر محله ميشد، اما امروزه دگرگونیهای عظیمی که در ساختار و نهادهای اجتماعی شهرها صورت گرفته و همچنین جهتگیری نظام سرمایهگذاری بر ساخت فضاهای شهری باعث تضعیف احساس تعلق مردم به محلهها و فضاهای شهری شده است که این عدم احساس تعلق مردم باعث شده است که مردم در محافظت از این فضاها، تلاشی نکنند و شهر خود را خانه خود ندانند.
این استاد دانشگاه افزود: استفاده از مبلمان و تجهیزات شهری مناسب و استاندارد، استفاده از رنگها و مصالح متنوع و هماهنگ با محیط، ایجاد تنوع در فضاهای شهری، هماهنگ با شهر و محیط شهری و... ميتواند فضاهای مناسب و پویایی را در کلان شهرها به وجود آورد.
وی تندیس میرعماد قزوینی در میدان میرعماد را تنها تندیسی دانست که از هر جهت مناسب طراحی شده است؛ چرا که اولاً در امتداد یک خیابان تاریخی و در مسیر بناهای تاریخی قرار گرفته است. ثانیاً شخصیت میرعماد، بومی و هنرمندی برخاسته از میان مردم است و از همه مهمتر ابعاد مجسمه و شکل آن که در حال خطاطی است، هماهنگی خوبی با محیط ایجاد کرده است.

علی ارباب، عضو هیات مدیره سازمان نظام مهندسی ساختمان استان، تعریفی از میدان دارد که متفاوت از آن چیزی است که ما امروزه در فضاهای شهری ميبینیم.
وی گفت: میدان فضایی شهری است که از عهد باستان تاکنون به عنوان حیاط عمومی محله از آن یاد شده است، فضایی که محل جمع شدن عناصر مختلف حول یکدیگر است. میدان در مفهوم درست آن، فضایی اجتماعی برای گفتگو، تعامل، خرید، مکث و توقف، گذراندن اوقات فراغت و تفریح و تجدید قواست و نه یک گره ترافیکی.
ارباب افزود: میدان اگر دارای دسترسی آسان و ایمن باشد، ميتواند محل گذراندن اوقات فراغت افراد زیادی باشد، اگر طراحی مردم بر طراحی دیگر پیشی گرفته باشد، میادین ميتوانند مشوق حضور افراد در خانههای مجاور باشند که خود راهی برای تقویت سیمای شهری است. این کانونهای اصلی اجتماعات مردمی گاهی به تنهایی شهر را صاحب هویتی خاص ميکنند و آنچه که تصویر این هویت را در ذهن ماندگار ميکنند، نمادها (المانها) و عناصر موجود در میادین است که اگر درست به کار گرفته شوند، بر غنای این هویت که همانا ارزش گذاری بر آن است، افزوده و آن را معنیدارتر ميکنند.
این عضو هیات مدیره سازمان نظام مهندسی ساختمان استان در ادامه تاکید کرد: نمادسازی، عینیت بخشیدن به یک داده ذهنی است و برای آنکه این داده در فضای شهری فعالانه عمل کند، قبل از هر چیز باید خوانا باشد؛ یعنی از دیگر عناصر اطرافش باشد تا بتواند خود را در معرض قضاوت قرار دهد، بنابراین در یک فضای شهری توقع این است که میدان در هویت بخشی جایگاه خاصی داشته باشد و این کار با استفاده از نمادهای مرتبط امکان پذیر است.
وی افزود: ساعتهای تزیینی، ستونهای یادمانی، طاقهای تاریخی، مجسمهها و سازههای نمادین همگی داراي هویت بخشی هستند، ضمن اینکه گاهی نمادها واقعهای خاص همچون یک انقلاب را تداعی ميکنند و گاهی سمبل یک مفهومند، مثل آزادی و گاهی تنها یک راهبرد هنری در شهر محسوب ميشوند.
این مهندس معماری تصریح کرد: آنچه در این میان حایز اهمیت است، رعایت اصول زیباییشناسانه، هماهنگی ساختار نمادها با دیگر نمادهای شهر و همخوانی با فرهنگ و پیشینه شهر است.
وی گفت: ضمناً محل قرارگیری نماد نیز باید در طراحی ساختار نماد در نظر گرفته شود، مثلاً اگر قرار است نماد در ورودی شهر نصب گردد، باید حاوی مفهومی همهگیر باشد؛ مفهومی کلی که حتی بتواند نماد یک شهر محسوب گردد.

عباس قانع، مجسمهساز معروف قزوینی، از پیشگامان استفاده از «حس» برای خلق آثار هنری است. وی سالهاست با کوششی فراوان تلاش کرده است ماده سخت مسین را تبدیل به معنا کند. از مهمترین دستاوردهای این هنرمند، تصویرسازی داستانهای شاهنامه است.
قانع، درباره اهمیت تندیسها و یادمانهها در فضاهای شهری گفت: یادمانهها در هر کشوری بیانگر هویت ملی آن کشور ميباشد. استفاده صحیح از آن باعث رونق گردشگری و جذب گردشگر خواهد شد. بهترین رهاوردی که گردشگران به عنوان ارمغان سفر به همراه ميبرند، عکسهایی است که در کنار تندیسها و مجسمه فلكهها و بناهای باشکوه معماری گرفتهاند.
وی افزود: متاسفانه در این زمینه در قزوین کار چندانی صورت نگرفته و مسوولان شهری از گذشته تا حال کمتر به فکر زیباسازی شهر از طریق نصب یادمانهها بودهاند.
قانع با انتقاد از مجسمههای موجود در میادین گفت: مجسمه شهید بابایی از نظر قد، هیبت، آرایش و پوشش به گونهای است که هیچ گونه سنخیتی با شخصیت و منشهای اخلاقی و ایثارگری آن شهید ندارد و بیشتر تداعیکننده یک ژنرال خارجی است. از نظر نوع مواد به کار برده شده نیز ضعفهای فراوانی در آن به چشم ميخورد، به گونهای که هر ساله ميباید با هزینهای مضاعف، لکهگیری شود.

نادر میرزایی، معاون جوانان جمعیت هلال احمر استان نیز معتقد است: یادمانهها باید به گونهای طراحی شود که بیننده را به تفکر وادارد، به همین دلیل روانشناسان معتقدند در مسایل تربیتی باید از مستقیم گویی پرهیز کرد و در همین راستا هنر در خدمت انتقال مفاهیم اخلاقی و انسان دوستانه قرار ميگیرد.
وی با انتقاد از نصب هواپیما در میدان شهید بابایی افزود: اصل این است که یادمانها مرکز ثقل میدان باشد و در این محل دو یادمان نصب شده است و با هزینه گزاف در حال بازسازی است.
بهتر است مسوولان با استفاده از مفاهیم هنری که ميتواند غیر مستقیم پیام رسانی کند، شهروندان را به تفکر وادارند، مثلاً بهتر بود به جای هواپیما که یک نماد واقعی است، کرشمه یک بال کبوتر را به تصویر بکشد تا مفهوم زیبایی شهادت و عروج، عمیقتر در ذهن بیننده تداعی کند.
این کارشناس روانشناسی افزود: تصویرگری و حجم سازی در محیطهای شهری باید با نگاه هنری و شاعرانه صورت گیرد و لازمه آن این است که مسوولان دید هنری داشته باشند و بتوانند به خوبی از ظرفیتهای هنرمندان استان استفاده کنند.
میرزایی تصریح کرد: محیط و فضاهای زندگی به شدت در رفتار انسانها تاثیرگذار است و متاسفانه فضاهای شهر قزوین از منظر مبلمان شهری به شدت فقیر است و همین امر بر فرهنگ مطلوب یا نامطلوب شهروندان تاثیر ميگذارد.
كشاورز، معاون فني سازمان خدمات طراحي شهرداري در خصوص اهميت و جایگاه تنديسها در فضاهاي شهري گفت: تنديسها و مجسمهها، احجام سهبعدي هستند كه داراي فرم و بيان هنرمندانه است و بايد از جهات مختلف قابل ديدن باشد و بيشتر براي هويتبخشي و انتقال پيام به بينندگان صورت ميگيرد.
وي افزود: عملکرد اصلي مجسمهها، ایجاد حس مكان، هويت تعريف شده خاص در فضا، تقويت روحيه يك فضا، ایجاد سرزندگي در فضاي شهري، بهسازي محيط توسط شهروندان و... ميباشد كه در صورت هماهنگي با محيط و مکان پيرامونش شهروندان احساس رضايت بيشتري کرده و حس مكاني در آنها به وجود ميآيد.
وي در پاسخ به اين سوال كه هنرمندان نسبت به تنديسهاي نصب شده در ميادين منتقد هستند، گفت: پاسخگويي در خصوص نقش و فعاليتي كه اين سازمان در طرح و اجرای آن نداشته است، بدون در نظر گرفتن محدوديتها و توجيهات افراد مسوول منطقي به نظر نميرسد، ليكن در حوزه معاونت شهرسازي و معماري قزوين طي چند سال اخير و سازمان خدمات طراحي طي سال گذشته اهتمام به در نظر گرفتن آراي حداکثری تمامي گروههاي ذيربط، ذینفع و ذيصلاح داشته است تا نمادهاي نهايي خواستههاي عمومي را پاسخگو باشد. لازم به ذکر است؛ نمادهاي پنجگانه طراحي شده و شاخصترين آنها، نماد ميدان مينودر از بين ۸۴ طرح و با تيم داوري تخصصي و طي جلسات متوالي نهايي شده و در حال ساخت ميباشد، همچنين ساخت تنديس سه شخصيت برجسته قزويني يعني سرور آزادگان حجتالاسلام ابوترابي، علامه دهخدا و رييسجمهور شهيد، رجايي، توسط اساتيد تجربی و دانشگاهي بنام کشور در حال ساخت است كه در مراحل بازبيني و انتخاب آن کليه ارگانها و سازمانهاي ذيربط استاني دخالت داشتهاند.
معاون فني سازمان طراحي در پاسخ به اين سوال كه چرا از بانوان فرهيخته قزويني در ساخت نمادها و تنديسها استفاده نميشود، گفت: پرداختن به مسايل بانوان يك مساله كلي است كه ميبايست در ابعاد کلان كشوري در خصوص آن برنامهريزي و سياستگذاري صورت گيرد و صرف ساخت يك نماد از بانوان، شاخصي از ميزان توجه و اهميت به اين قشر موثر از جامعه نميباشد. در ايران معمولاً ساخت نماد بانوان در قالب شخصيتهاي عاطفي و مادرانه تجربه شده است. اميدواريم با رويكرد جدید سازمان، به تناسب حفظ شان و منزلت مقام زن ساخت تنديس بانوان فرهيخته ملي و محلي در دستور كار آتي شهرداري قزوين قرار گيرد.